اخبار سفیران فرهنگی


 نام سفیر: ماهبد ولیزاده سمنانی_متولد: 1378  ****** نام پدر: حمید رضا_ متولد: 1358

امروز برای من روز خوبی بود. به محل کار پدرم رفتم. سخت مشغول کار بود. مرتباً از این اتاق به آن اتاق می رفت به همکارانش چایی می داد و از میهمانان در جلسه پذیرائی می کرد. گاهی نامه ها را به طبقات دیگر می برد. با خودم فکر کردم که  پدرم برای آسایش ما  خیلی زحمت می کشد.

هزینه تحصیل و زندگی فرزندانش را با زحمت به دست می آورد . تلاش می کند تا ما  با آرامش درس بخوانیم و یا مهارت هایی را بیاموزیم. امروز آموختم که من هم باید مثل پدرم به جامعه خدمت کنم . امروز دیدم که پدر زحمت کشی دارم. دیدم که همکارنش خیلی به کاراو اهمیت می دهند. امروز تصمیم گرفتم برای جبران محبت های پدرم باید در آینده فرد مفیدی برای خانواده خودم و جامعه باشم. 

پدر عزیزم خسته نباشی

 

*************************************************************

نام سفیر: سوگند صفری از کرج  (پنج ساله)********* نام پدر: قاسم صفری

قاسم صفری 31 ساله، کارگر ساختمانی که در حین کار از ارتفاع سقوط میکند و به کما میرود، به هفت نفر جان دوباره بخشیده است. همسرش میگوید 70 درصد بدنش را اهدا کرده اند، هرچند نمیداند اعضای بدن شوهرش به چه کسانی رسیده است، اما راضی است. میگوید رضای خدا در اهدای اعضای بدن قاسم بود

از چند کوچه باریک و نه چندان تمیز اطراف قزلحصار میگذریم، خانه ای کوچک با دری سفید که چند پارچه تسلیت روی دیوارش آویزان شده است. نمای خانه سیمانی است، قسمت هایی از در زنگ زده است. داخل خانه هم ساده است، حیاطی کوچک، یک اتاق و یک آشپزخانه، جمعا 60 متر هم نمیشود. خبری از مبل نیست، تنها چند پشتی گوشه دیوار گذاشته شده است.  کسی چه میداند آنها که در این خانه ها زندگی میکنند کیستند و چه وضعی دارند. البته امری عجیب و غریب نیست، هرچند دردناک است. صدها و هزارها کارگر هستند که کمتر کسی خبر از زندگیشان دارد.

تا پیش از این هیچ کس نمیدانست قاسم صفری، کارگر 31 ساله ای که با مرگش به 7 نفر جان دوباره بخشید، در چه و ضعی زندگی میکند، چه رسد به آنکه به خانه اش بیایند. تا ماه گذشته کمتر کسی اهمیت می داد سوگند 4 ساله که حالا قرار است  سفیر فرهنگی وزارت کار باشد در چه شرایطی زندگی می کند. مدیر کل فعال فرهنگی وزارت کار خانم بی نظیر جلالی، از او می خواهد سفیر فرهنگی بشود. دخترک اما احتمالا هنوز نمیداند چه اتفاقی افتاده و نمیداند سفیر فرهنگی یعنی چه. شاید هنوز هم متوجه نشده باشد که پدرش دیگر به خانه باز نخواهد گشت. 4 سال بیشتر ندارد و درک همه این اتفاقات سخت است.

چند روز پیش قائم مقام و معاون وزیر کار به خانه پدر قاسم صفری رفتند و از همسرش تقدیر کردند. قول مساعدت داده و گفتند کارهای بیمه و دیه اش درست خواهد شد و جای هیچ نگرانی نیست. هدیه ای هرچند ناقابل نیز برای تقدیر از عمل ارزشمند اهدای اعضا به خانواده اش داده شد.

همسرش اشک در چشم در گوشه ای نشسته ساکت نشسته است. به سراغش می روم، غمگین است، میگوید قاسم دوست داشت پس از مرگ اعضایش اهدا شود و به خاطر صوابش حاضر به اهدای اعضای همسرش شده اند. پدرش نیز چند کلامی حرف میزند و اشک میریزد.  برادرش از این میگوید که دوست داشت شهید شود.

قاسم  صفری 31 ساله، کارگر ساختمانی که از ارتفاع سقوط میکند و به کما میرود، به هفت نفر جان دوباره بخشیده است. همسرش میگوید 70 درصد بدنش را اهدا کرده اند، هرچند نمیداند اعضای بدن شوهرش به چه کسانی رسیده است، اما راضی است. میگوید رضای خدا در اهدای اعضای بدن قاسم بود.

روحش شاد

******************************************************************************

نام سفیران فرهنگی : 1-سیده مهدیث حسینی (8 ساله)از استان بوشهر شهرستان کنگان

                              2- سیده نازنین زهرا حسینی (2 ساله)

نام پدر: سید محمد حسینی کارشناس ارشد مهندسی مکانیک پالایشگاه فاز اول عسلویه

نام مادر: سیده سعیده سجادی لیسانس مدیریت فرهنگی

  • من بعنوان مادر این دو سفیر آشنایی خود را با این طرح که یک موفقیت بزرگ در آینده فرزندانم هست می بینم  از سه ماه پیش با ورود به فضای مجازی و آشنایی با این طرح و خواندن کامنت ها و فالورها  با استعدادهای برخی از سفیران و حتی خانواده های آنان، نظرم را جلب کرد و به صورت مداوم پست های این صفحه را دنبال می کنم .
  • استفاده بهینه از فضای مجازی در قالب طرح فوق به منظور الگوسازی و استفاده از تجربیات جدید ،می تواند اثربخشی خود را در زندگی آینده این نونهالان داشته باشد. این طرح از نظر من  بعنوان یک طرحی که شاخص های فرهنگی  جامعه(حاوی مطالب ارزنده و ارزشمند) می باشد، در آن مشهود است.